سلام!

-سه شنبه رفتم دکتر پوست! گفت مشکل چیه؟گفتم هیچی خانوم دکتر 10 سال پیش بهم گفتین 30 سالت شد بیا حالا اومدم.گفت 30 سالت شد؟گفتم نه یه چند ماه دیگه!(به جون خودم تنها دکتری بود که زودتر از موعدش رفتم!) خلاصه با ذره بین پوستمو دید و برام چند تا کرم نوشت.رفتم داروخونه گفت میشه 350!!!!! منم سعی کردم چند قلمشو حذف کنم ما بازم شد 270!!!!حالا با موچین ازشون برمیدارم لااقل یه سال استفاده کنم!!! برای آقاگلی هم یه شامپو خریدم خانومه گفت افرین چه همسر نمونه ای فکر همسرشم هست!گفتم اگه به فکرش نباشم خوب انتخاب خودم میره زیر سوال!بعدشم با مامان رفتیم پارچه خریدیم.میخوام تونیک بدوزم.خیاط خوب میشناسین؟؟؟؟بعدم آقاگلی من و مامانو شام مهمون کرد.

-چهارشنبه رفتم دکتر ز ن ا ن!گفت همه چیزت نرماله خدا رو شکر.این دکترم خیلی روی وزن حساسه و راستش انگیزه اصلی من برای کاهش وزنم همون بود.ازم پرسید چاییتو با چی میخوری؟گفتم خالی خالی!گفت گناه داریییی یه کوچولو قند بذار دهنت!(خوب نپرسید کلا شیرینی میخوری یا نه وگرنه من شیرینی میخورم...ولی بهش نگفتم که!)بعدش هم چون روز ماشین نبود دقیقا 5 ساعت راه رفتیم.البته شام رو باید ازش کم کنیم.بازم مهمون آقاگلی بودیم!(کلا این هفته سه شب رفتیم رستوران!!!!)

-پنجشنبه تولد خواهرشوهر کوچیکه بود.خونه شون فسقلیه ولی انقد زدیم و رقصیدیم و خندیدیم که خدامیدونه.خیلی خوش گذشت.

-دیروز هم خونه مامانم بودیم.فیلم دهلیز رو دیدیم.متوسط رو به خوب بود.من و مامانم که یه دستمال گرفته بودیم یه فین مامانم میکرد یکی من!!!!شام هم لازم نبود بگم مهمون مامانم بودیم؟؟؟؟؟

-بالاخره طلسم 1ساله شکست و من خانواده خودم و همسر رو برای دو هفته دیگه دعوت کردم!!!!حالا باید جور یک سال رو بکشم

-بعضی نوشته هامو ممکنه رمزی کنم.لطفا اگه کسی رمز میخواد ایمیلشو بذاره