این روزا یه حس خاص دارم.احساس می کنم افسردگی گرفتم.یه لحظه هایی بی خیال بی خیالم،یه لحظه ای از کوچکترین موضوعی اضطراب می گیرم.کارای زیادی برای انجام دادن دارم اما اصلا دست و دلم به هیچ کاری نمیره.احساس می کنم خیلی غرق موضوعات جانبی شدم اما آقاگلی میگه اینجوری نیست.فکر می کنم محیط اطرافمم بی تاثیر نیست.

به شدت احساس نیاز به یه مسافرت می کنم.با آقاگلی یه برنامه هایی ریختیم تا ببینیم چی پیش میاد.

نمی دونم چرا نوشتم.اما همین چند خط رو دلم خواست!